تبليغاتX
خـورشـید غـروب نـخواهد کـرد

به یاد دوست به نام دوست

بسم الله الرحمن الرحیم

يا منزل الشفا و يذهب الداء صل علي محمد و اله و انزل علي وجهي الشفاء

با سلام و احترام خدمت دوستان عزیز

این وبلاگ جهت معرفی دوست فراموش شده ایست که قریب به یک سال و هفت ماه است از او دوریم . شاید فکر کنید که او کیست .بلی درست حدس زدید ایشان محمد غضنفری عزیزی است که متاسفانه در تاریخ 7 شهریور ماه 1388 بر اثر حادثه ای که در لامرد برای ایشان  اتفاق افتاد جدایی را برای خود و خانواده و تمام دوستان رقم زد . جدایی که هنوز هم ادامه دارد .

هدف از ساخت این وبلاگ جهت معرفی و طلب آمرزش و دعا برای ایشان و احساس همدردی با خانواده محترم غضنفری

         اجازه دهید در ادامه  دست نوشته های و خاطراتی را که در این مدت اتفاق افتاده را برای شما دوستان عزیز باز گو کنم .

آری باید به همه ی دوستان و آشنایان و به خصوص هم کلاسی های ایشان در دانشگاه درد دلی داشته باشم لطفا این مطالب را بخوانید و قضاوت را نویسنده به عهده ی شما می گزارد . باشد که این نوشته راهی را برای بهبود دوست عزیزمان محمود غضنفری باز گشایی کند . ان شاء الله

دل نوشته

     اول از همه باید بگویم که همه ی ما در زندگی نیاز به محبت داریم چه از طرف خانوده و چه از طرف دوستان ، بدون شک همه ی ما در زندگی دوستانی داریم که با آنها رفت و آمد داریم . با هم بگو بخند دارید از مشکلاتتون براش حرف می زنید اونم به حرفاتو ن گوش میده . قهر آشتی دارید .با ناراحت شدنش ناراحت می شید و با خوشحال شدنش خوشحال . دوستان عزیز خوانندگان محترم دوست دارم همین الان احساس کنید که یه باره بر اثر یه اتفاق همه ی دوستانتون ازشما  جدا می شن  ، چه حالی می شید. ناراحت می شید یا خوشحال . بدون شک ناراحت می شید به دنبال دلیلش هستید . خودتونو سر زنش می کنید . خوب می خواستم بگم که من ، تو ، دیگری هر کدوم یه ماه ،  دو ماه ، یه ترم ، دو ترم یا بیشتر با این عزیز بودیم . که یک باره این اتفاق افتاد . بی شک هممون ناراحت شدیم . دعا می کردیم خدایا هر چی زود تر خوب بشه بتونه مثل همیشه کنارمون باشه .

 یه سوال دارم : آیا از این همه وقت که الان حدود یک سالو سه ماهه تا کنون از خودمون پرسیدیم که این دوست ما کجاست ؟  چه حالی داره ؟ سالمه ، مریضه ، حرکت می کنه ، ... ؟ 

بدون شک همه ی ما غافل بودیم . باور کنید این رسم وفاداری نیست . من نویسنده خیلی بیشتر از شما بی وفایی کردم . تازه فهمیدم که چه اشتباهی کردم . محمود غضنفری یک ساله تو کماست حتی ما یک بار هم به خودمون اجازه ندادیم  که از دوستمون ملاقات کنیم . باور کنید این انصاف نیست که مریضی چشم به دیدن شما باشه و شما بی خیال نسبت اون باشید . ما تا کجا باید پیش بریم که خودش به خوابمون بیاد بگه من دوست شما بودم  چرا منو فراموش کردید . ( اشاره به یکی از دوستان نزدیک محمود غضنفری ) .

سفری غم انگیز

با دوستام رفته بودیم خونشون در زدیم مادرش درو باز کرد  با کمال احترام ما رو راهنمایی کرد به اتاق محمود . ................. شاید باورتون نشه  محمودی که ما تو رویا فکر می کردیم نبود . این یکی به اون می گفت محموده  می گفت نمی دونم باور کنید چهره اش کاملا عوض شده بود . افتاده بود روی تخت، ساکت و آرام ، انگار تو آسمونا بود فقط جسمی رو تخت مونده بود  وقتی رفتیم خواب بود چند دقیقه نشستیم انگار صدای ما رو شنیده بود چشماشو باز کرد . وصف این صحنه ها سخته در قالب کلمات نمی شه بیان کرد . همین که چشماشو باز کرد شکه شده بود اینو از تو چشماش میشد حدس زد . باورش نمی شد  انگار انتظار نداشت هرگز ما رو ببینه . حق داشت ؟؟؟؟؟؟  بنده ی خدا حق داشت . به نظر شما اگه محمود قدرت بیان داشت چی می گفت .  دوستان عزیز محمود عزیز بار اول که ما رو دید اشک تو چشماش جمع شد صحنه سختی بود وصفش سخته دوست عزیزمحمود نه می تونست حرکت کنه نه دستشو تکون بده نه می تونست حرف بزنه فقط می تونست نگاه بکنه . خدایا چرا این اتفاق افتاد ؟ چرا برای دوست ما ؟   مادرش اومد تو اتاق همین که ما رو دید کنار محمود نشستیم . شروع کرد از محمود برامون گفتن همین طور که حرف می زد گریه هم می کرد . می گفت روز این اتفاق زنگ زدن برامون که محمود افتاده تو استخر چند دقیقه زیر آب بوده . از بیمارستان لامرد برامون می گفت که محمود رو میارن تو بیمارستان دکترا با عجله می برنش اتاق سی سی یو، نزدیک به بیست دقیقه به محمود شک می دن اما بر نمی گرده همه نا امید می شن  دکترا به دوستاش می گن که تموم کرده ولی دوستاش قبول نمی کنن می گن یه بار دیگه امتحان کنید . دوستان عزیز قدرت خدا رو اینجا میشه احساس کرد محمود غضنفری با یک دقیقه شک بر می گرده .

می گفت که محمود رو آوردنش لار از اتفاق هایی که در لار برای ایشان اتفاق افتاد حرفایی می زد که واقعا احساسات  آدم جریحه دار می شه تا اینکه دکتر دستور می ده که ببرنش شیراز  . محمود رو میارن شیراز الحمد لله به فضل خدا محمود از حالت اولیه بیرون میاد . این جور که مادرش تعریف می کرد می گفت حال محمود خیلی بهتر شده . هر چند الان نمی تونه حرف بزنه و نمی تونه حرکت کنه ولی به امید خدا کم کم داره رو به بهبودی می ره .

دوستان عزیز مادرش می گفت اگه دوستای قدیمی بیان پهلوش خیلی براش بهتره  زود تر می تونه خوب بشه  برای روحیه اش هم خوبه .

دوستان از مادر محمود براتون بگم .  که برای ما هم که رفتیم باعث تعجب بود . آخه روحیه ای که در این مادر بزرگوار می شد دید هر گز جایی ندیده بودم . این قدر با حوصله می نشست کنار محمود براش صحبت می کرد . می گفت دوستات اومدن تو رو ببینن  . همش اسم خدا و امام رو به زبون می آورد . این چند ساعت که ما مزاحم این خانواده محترم بودیم هر گز از مشکلات و سختی ها نمی گفت . باور کنید هر انسانی باشه این همه وقت واقعا خسته می شه . ولی ایشان با همه ی توان زندگی خودشو فدای محمود کرده  . ان شاء الله زحمات این مادر عزیز جبران خواهد شد و مثل اون روزای خوب زندگی دوباره ی برای این خانواده آغاز خواهد شد . به امید روز های خوش . ان شاء الله

عزیزان محمود غضنفری عزیز بیش از هر چیز نیاز به دعا داره و این که در صورت امکان به ایشان سری بزنید تا حد اقل روحیه که ایشان می گیرد در بهبودی ایشان نقش مهمی خواهد داشت .

ما منتظر می مانیم هم چنان که منتظر بودیم .

محمود عزیز دو ستت داریم  . دلمون برات تنگ شده . می مانیم تا بیایی . به امید وصلی دوباره

به برکت ده صلوات بر محمد وآل محمد به امید آرزوی سلامتی روز افزون برای محمود غضنفری   

[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 21:43 ] [ گم نام ] [ ]
غضنفری
[ دوشنبه هفتم شهریور 1390 ] [ 19:2 ] [ گم نام ] [ ]
H:\picturi\New Folder (2)\DSC01320.JPG
[ دوشنبه هفتم شهریور 1390 ] [ 18:59 ] [ گم نام ] [ ]
با سلام خدمت دوستان -

شرمنده من چند روزی آنلاین نبودم -

سعی می کنم خبرای جدید و خوب بهتون بدم

به امید فردایی بهتر برای همه

[ دوشنبه هفتم شهریور 1390 ] [ 14:28 ] [ گم نام ] [ ]
    

  امروز ۲۶ فروردین ماه ۸۹ - همچنان انتظار - صبرمون داره تموم میشه - ان شاالله عید امسال رو اولین کسانی هستیم که به دیدنش می ریم - کاش این بار دست پر برگردیم و خبر بهبود محمود رو تو همین سایت جشن بگیریم- الهی آمین

       سالی ۸۹ با همه اون سختی هاش و رنج هاش برای محمود غضنفری عزیز و خانواده محترم ایشان سپری شد - همچنان امتحان دارد ادامه دارد ادامه دارد .....

      به این امید که سال آینده برای همه ما خصوصاْ عزیز نامبرده سالی سرشار از موفقیت و شاد کامی باشد . برای سلامتی او دعا کنیم .

        خدایا چنان کن سر انجام کار            تو خشنود باشی و ما رستگار

[ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ] [ 16:10 ] [ گم نام ] [ ]
دوستان و بزرگواران  در پایان این متن از شما تقاضا می شود هر گونه نظر - انتقاد یا پیشنهاد ی در مورد این وبلاگ دارید در قسمت نظر دهید ثبت کنید تا بتوانیم روز به روز در جهت بهتر شدن این وبلاگ  که هدف آن بهبود هر چه زود تر دوست عزیزمان است قدم هایی را بر داریم با تشکر
[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 21:57 ] [ گم نام ] [ ]
 

[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 20:10 ] [ گم نام ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب